شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در جنون تنها نه معمار وجودم سنگ بودچون بساط جوهری اسباب سودم سنگ بود
۲
شیشه سازی های طفل اشک من نرمش نکردپر در این سودا دلت را آزمودم سنگ بود
۳
سوختم از بس که سخت ای سنگ دل در آتشتهمچو رگ دراخگر یاقوت دودم سنگ بود
۴
چون نگردد چون رگ خارا مرا موج نفسنغمه ای تا از دل سختش سرودم سنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth