شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا گل داغم به نخل آه و دل پیوند کردآستین از اشک گلگون دامن الوند کرد
۲
در نظر مژگان اشک آلوده را شاخ نباتاز شکر خند مکرر آن لب چون قند کرد
۳
اتصالش را دهد صورت مگر پیوند وصلچون جدایی ها جدا بند مرا از بند کرد
۴
پاکبازانت به بوی پیرهن قانع شوندخاطر از پیغام خشکی می توان خرسند کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth