شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار برداردکه هر مرغوله اش زنجیر بر پای نظر دارد
۲
به آیینی که مژگان تکیه بر لخت جگر داردبه هر جزء دلم آمیزش آن موی کمر دارد
۳
گران خیزی کند طوفانی خواری عزیزان رادر این دریا زلنگر بیشتر کشتی خطر دارد
۴
سرت را بوسه گاه تیغ می سازد تن آراییکه بر سر ابلق مقراض شمع از تاج زر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth