خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمی گر عکس آن مه پاره در آیینه ها ماندنشان جوهرش بر تن چو نقش بوریا ماند
۲
غبار خاطر من آبروی صبح می گردداگر چشمم به رخسارش دمی محو صفا ماند
۳
دل من تازه کرد ایمان به ذکر سحبه حالتکه زنّار سر زلف تو کافر ماجرا ماند
۴
که را از گرم رفتاران سر همراهی ام باشدکه برق آتشین جولان به ره چون نقش پا ماند
صفحهٔ ۱ از ۳