شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کردز جلوه اش نگهم دست و پای خود گم کرد
۲
گرفت موج هوا جلوه ی رگ یاقوتچو غنچه تا به چمن لعل او تبسم کرد
۳
از آن عقیق لب آبدار دست شویکه بر غبار خطش مردمک تبسم کرد
۴
ز ناوک ستمش شفته گشت جان و تنمچها که با جگرم چشم زخم انجم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth