شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شوداز تماشای رخش نظاره شاخ گل شود
۲
بر دلم تا پرتو اندازد خیال کاکلشچون نفس در سینه آهم دسته ی سنبل شود
۳
قبض ها آماده بسط است در گلزار دهرهر گره در کار ما چون غنچه آخر گل شود
۴
دلبران را شور عاشق باعث آشفتگی استگل پریشان روز گار از ناله ی بلبل شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth