شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بحر را در دل چو عکس مهوشت جا می کندموج را چون هاله آغوش تمنا می کند
۲
با بزرگی در نظر چون مردمک آیم حقیرمعنی بسیار من در لفظ کم جا می کند
۳
عشق بالا دست را جانان بود در آستینکوهکن شیرین خود از سنگ پیدا می کند
۴
کلک مانی چهره پرداز خجالت می شودخامه ام چون بر ورق نقش توانشا می کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth