شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زندلاف هم چشمی به دریا چشمه ی سوزن زند
۲
از قصور فهم می سازد فروغش بیشتربرچراغ لعل بد گوهر اگر دامن زند
۳
خصم چون بیند به کف مُهر طلای بیغشمچون نگین چپ بسته با من سکه بر آهن زند
۴
گرمی هنگامه ی من پرده سوز افتاده استهر که دارد پاس عرض خویش اینجا تن زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth