خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نشأه همچو شراب رسیده می آیدچو چشم خویش دگر می کشیده می آید
۲
کشیده دختر رز راز کوچه ی مینادماغ دار چو عینک به دیده می آید
۳
به بی خودی مگر او را شکار خودسازمغزال وحشی ام از خود رمیده می آید
۴
به نیم جنبش مژگان چرا غ دیده ی منچو طفل اشک به دامن دو دیده می آید
صفحهٔ ۱ از ۳