خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گرددبه چشمم خار مژگان رشک شمع طور می گردد
۲
چنین در حسن اگر پیچد جهان را جلوه نازشدر این گلزار هر برگی نقاب حور می گردد
۳
جراحت های دل از انبساط خاطرم باشدکه از داغ شکفتن زخم گل ناسور می گردد
۴
فزاید بر خمارم گر زگردون جام می سازممرا تارج هوش آن نرگس مخمور می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲