خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شوخی چون نگه تمکینش از جولان نمی ماندبه دل گاهی سر هر مویش از مژگان نمی ماند
۲
اگر صد پیرهن چون غنچه آن گل پیرهن پوشدچو بوی گل تنش در پیرهن پنهان نمی ماند
۳
مرا از جزء جزء دل کند گل خار مژگانشچو در تن جا کند در یک مکان پیکان نمی ماند
۴
دل بی طاقتم کی بسته ی طول اَمَل گرددکه گوی خوش عنان در چنبر چوگان نمی ماند
صفحهٔ ۱ از ۳