شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزدرنگ خونریزی من چشم سیاهش ریزد
۲
کاکلش نیست که افشان شده تا موی کمررنگ سودای مرا طرف کلاهش ریزد
۳
دیده ام دام تماشا ی نگاهش باشدمژه از لخت دل آیینه به راهش ریزد
۴
می مکد عشق سویدای دل یار مرارنگ پروانه ی جان شعله ی آهش ریزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth