شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتخانه ی اندیشه بود روی چوماهشهمسایه ی خورشید بود طرف کلاهش
۲
در نار خلیل است سپندی شده حیرانبر چهره ی آتش گهر آن خال سیاهش
۳
ماهی که چو نور نظرم پرده نشین استچشم فلک از صبح سفید است به راهش
۴
هر چند به لب مُهر زحیرت زده ما راآیینه چو طوطی است سخنور زنگاهش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth