خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفشدر چمن چون غنچه بالد شیشه ی مل درکفش
۲
کرده احیای بهار آمد ز تاراج چمننسخه ی ریحان خط از شاخ شنبل در کفش
۳
جام پر خون دل از دست نگارین می کشیمچون کند رنگ حنا عرض تجمل در کفش
۴
گلعذار من که می پیچد خزان را در بهاربیضه ی بلبل نماید غنچه ی گل در کفش
صفحهٔ ۱ از ۲