شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایشزند بر خاک از جوش طراوت موج کوثر سایه‌ی شمشاد بالایش
۲
به رنگ سینه‌ی شهباز دارم پیکر از تحریر کلک چشم قتّالیکه چون شاهین کشد در خاک و خون گنجشک دل را شوخی مژگان گیرایش
۳
صنم سیما برهمن زاده‌ای زُّناربندی در فرنگ دلبری دارمکه باشد در بر بتخانه‌ی دل چون محبت حلقه زن زلف چلیپایش
۴
مرا الماس کاری در جگر دارد زمّرد گون خطی کز پاکی جوهرنگاه از دیده خیزد چون شفق یاقوت پوش از پرتو لعل شکرخایش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth