شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقصکند به یاری آتش سپند افشا رقص
۲
اگر چه شوخی سروش کند مهیا رقصزپای کوبی زلفش شود دو بالا رقص
۳
مگر به سیر چمن نوبهارم آمده استکه همچو نکهت گل کرده رنگ گل ها رقص
۴
ز برق ناله ی من آب شد چنان دل سنگکه همچو موج کند هر رگی ز خارا رقص
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth