خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگمی کند از دلنشینی نقش شیرینی جا به سنگ
۲
هر که پا از حد خود بیرون نهد یابد زوالجا به نارا این قلعه دارد باشد آتش به سنگ
۳
صفحه ی گیتی سواد چرخ مینا رنگ شدبس که زد سنگین دل ما شیشه ی دل ها به سنگ
۴
بر نداری است اگر از گران مینای میاز غم عالم تو را هرگز نیاید پا به سنگ
صفحهٔ ۱ از ۳