خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمالنسخه ای برداشتم از روی هر صاحب جمال
۲
از کمال رتبه ی خودآدمی غافل بوداز جمال خویش باشد بی خبر صاحب جمال
۳
اکثر این دانش پناهان دین به دنیا داده اندمی خورد افزون فریب از راه زر صاحب جمال
۴
تازه گردد شاخ گل هر جا به آبی می رسدبیشتر دارد به چشم تر نظر صاحب جمال
صفحهٔ ۱ از ۲