خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دلجنبش گهواره ام بود از طپیدن های دل
۲
تکمه های قطره ی اشکم به چاک آستینگوهری باشد صدف پرورده ی دریای دل
۳
چون نباشد خاطرم از بوی گل آشفته ترسنبل زلف تو شد سرمایه ی سودای دل
۴
بس که از تیغ تو گردد محو لذت کام جانجوید از ناسور مرهم زخم خون پالای دل
صفحهٔ ۱ از ۲