خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می رومعضو از جا رفته ام از خانه هر جا می روم
۲
جان طاقت صحبت حلقم به لب آورده استهوی وحشت می کشم تا کوی عنقا می روم
۳
هشت در پای دلم نعلینی از چشم غزالبا رم آهو به سیر دشت همپا می روم
۴
نقد جان را می دهم رم از غزالان می خرمچون به صحرای جنون از راه سودا می روم
صفحهٔ ۱ از ۳