خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینمخراب جلوه ی آن خوش نشین خانه زمینم
۲
گذشته تا به لبش نامم از تجلی حسننگارخانه ی چین شد سواد نقش و نگینم
۳
عبیر پیرهن محشرست مشت غبارمچو شور تازه کند از تبسم نمکینم
۴
شبی که بود دلم تر دماغ نکهت زلفشبه جای اشک ز مژگان چکید نافه ی چینم
صفحهٔ ۱ از ۲