شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارمخُتَن در آستین گلزار شب بو در بغل دارم
۲
دلم از عارضش با خال و خط مربوط تر باشداز این گلشن همین گل های خود رو در بغل دارم
۳
کشد مد نفس در سنبلستان سر زلفشدلی چون غنچه دفتر خانه ی بو در بغل دارم
۴
نه تنها نسخه ی فردوس دل باشد ز رخسارشسواد محشری زان زلف و گیسو در بغل دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth