خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلمنکهت گل ناقه گشت و غنچه ی گل محملم
۲
نی همین بر سینه از اشک من آتش دانه سوختموی آتش دیده شد برقی که زد بر حاصلم
۳
کم نگردداز سر من سایه ی خورشید حسنچون محبت ریشه محکم کرد در آب و گلم
۴
آتش یاقوت از آب گهر گردد بلندسایه گر افتد ز هجر از داغ خونین دلم
صفحهٔ ۱ از ۳