شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشمکه چون صبح از گل خورشید زرین است آغوشم
۲
از آنرو راز دار حیرتم با شد دُر گوششکه چون آب گهر محو صفای آن بناگوشم
۳
تواند پرتو خورشید خضر راه من گرددکه از باغ جهان چون شبنم گل خانه بردوشم
۴
گهی مجنون زلف و گاه محو نافه ی خالمبه مویی یا به بویی لیلی من می پرد هوشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth