خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افراخت قد آن چهره بر افروخته ی منصد شعله علم زد ز دل سوخته ی من
۲
تا شعله کشید آتش افروخته ی منیک بار دگر سوخت دل سوخته ی من
۳
تار نگه و سوزن مژگان تو خواهدای مغبچه چاک دل نادوخته ی من
۴
چون حسن تو آمیخته با شوخی و ناز استاز دست مده این دل آموخته ی من
صفحهٔ ۱ از ۳