شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخنریختم رنگ قیامت را ز بالای سخن
۲
بس که باشد هر سر مویم پذیرای سخنسبزه ی خاکم کشد چون خامه طغرای سخن
۳
خامه در فیض سخن آزاد می گردد ز بندلوح راسازد قلمرو حکم دارای سخن
۴
رفرف از دست سلیمانش به رنگ خامه استمور می گردد اگر معراج پیمای سخن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth