شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستینکرده هر داغ مرا هم چشم گرداب آستین
۲
هر که دست از مهر امشب بر دل گرمم گذاشتآتش افشان کرد چو گلهای مهتاب آستین
۳
بس که در غفلت ید طولا است هر عضو مرامی شود بر دیده ی من پرده ی خواب آستین
۴
دارد از چشم ترم بی نوبهار جلوه اشچون تنور از جوش طوفان عرض سیلاب آستین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth