شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده منچون بخت بر گردیده تو بر خویشتن پیچیده من
۲
از خاک دل چون غنچه ام صد پیرهن بالیده تواز هر سو مو همچو نی دربند غم بالیده من
۳
خواهم شبی چون طره ها ای مه تو را افتم به پاهر دم به من تابیده تو هر دم تو را تابیده من
۴
هست از عرق شبنم صفت بر برگ گل غلطیده توچون لاله در گرداب خون بر داغ دل چسبیده من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth