خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست بنا گوش باغ نسترن است اینزلف مگو دود آتشین چمن است این
۲
چهره مگو شمع آتشین لکنت است اینخال نه پروانه ی نگاه من است این
۳
چشم امید من از غبار برآمدگرد رهش نیست بوی پیرهن است این
۴
سر زده خط سیاه از گل رویشیا به صنم خانه جوش برهمن است این
صفحهٔ ۱ از ۳