خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در قید بلا مرغ دلم باز درافتاداز دام یکی جست و به دام دگر افتاد
۲
دیوانهصفت جان من زار به هر شهراز بهر دل گمشدهای در به در افتاد
۳
احوال دلم پرسی و دانی به چه ماندبازیست که در اوج از او بال و پر افتاد
۴
تا ماه رخت شقهگشا گشت به عالمدر عهد تو خورشید ز طاق نظر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲