خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مصور پیش چشمم شد جمالشچه شبها صبح کردم با خیالش
۲
شب هجران به دندان میگزم لبندادم جان چرا روز وصالش
۳
به راه توسن او سر نهادمخوشا آن دم که گردم پایمالش
۴
عجب حسنیست روزافزون خدایاهمی ترسم نگهدار از زوالش
صفحهٔ ۱ از ۳