شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناله تا چند کنم از پی بیماری دلکو طبیبی که کند فکر پرستاری دل
۲
دل من بسته نگاری به کمند سر زلفباز شد نوبت زاری گرفتاری دل
۳
بار غم را ز دلم یار چو آمد برداشتبعد از این نیست چو من کس به سبک‌باری دل
۴
با رقیبان مگر امروز به عیشی مشغولکه رسد باز به گوشم صنما زاری دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth