خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینه خویش هدف ساخته تیر توییمبا خبر باش که ما کشته شمشیر توییم
۲
تیغ بر کف همه دم چشم به ره بهر کهایخون ما منتظران ریز که نخچیر توییم
۳
دل ما بردهای شوخ ستمگر رحمیما همه دلشدگان بسته زنجیر توییم
۴
به نگاهی دل ویران شدگان کن آبادما خرابیم که محتاح به تعمیر توییم
صفحهٔ ۱ از ۲