شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یزدان پرستم گه صنم در دیر و گاهی در حرمزاین هر دو مقصودم تویی در کعبه و دیر هم
۲
من چون برم ای نازنین باری چنان را این چنینچون قامت چرخ برین آمد ز بار عشق خم
۳
بر گریه‌ام ای سیم‌تن هر گه که کردی خنده زندندانت از درج دهن پیدا وجودی از عدم
۴
ای تندخوی ماهرو ترک جفا نبود نکوکردم چو با جور تو خو ترک ستم باشد ستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth