خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید است جان من به تو جان را فدا کنمجان از وفا فدا به تو ای بیوفا کنم
۲
جان ناسپرده راه به کویت نمیبرندگمگشتگان وادی عشقت صلا کنم
۳
دانم که آشنا نشوی با وجود اینبیگانه از برای تو صد آشنا کنم
۴
هر لحظهام سراغ طبیب دگر دهیاین درد توست من به که آن را دوا کنم
صفحهٔ ۱ از ۲