شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نعمت هر دو جهان را به تو سودا کردماز خدا آن چه نبایست تمنا کردم
۲
گشت سرمایه امید نجات دو جهانان چه در دایره عشق تو پیدا کردم
۳
لطف فرمود به من در دو جهان ایزد پاکجز وصال تو از او هر چه تمنا کردم
۴
برقع از روی تو افتاد جمالت دیدمخوش بهشتی که من امروز تماشا کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth