شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کسی دارد کسی الا من دلباختهبهر سروی می‌زنم کوکو به سان فاخته
۲
هر که او را و مرا بیند بگوید وای منبا نگار تندخویی این چنین چون ساخته
۳
ای صبا آن مهوش نامهربانم را بگوکاین بلاکش همچو شمع از دوریت بگداخته
۴
از غم هجرش رهایی کی بود آن را که اودل به دست دلبر نامهربان انداخته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth