خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز دلم زآن دلربا دیدی شود خوشنود نهگفتم دهی یک بوسهای زآن لب مرا فرمود نه
۲
کشتی چو شمعم بارها ای نور چشم عاشقانبرخاست هرگز از دل پر آتش من دود نه
۳
زآن چشم مست خویشتن هرگز نگاهم کردهاییا بوسه دادی هرگزم زآن لعل میآلود نه
۴
عهدی تو کردی ای پسر بشکستی آن را سر به سرعهدت به من ای سیمبر انصاف ده این بود نه
صفحهٔ ۱ از ۲