خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده لعل تو را بادهپرستان تشنهجان جانانی و جان باشدت از جان تشنه
۲
در دندان و عقیق لب تو سیرابندهم بدان بحر بود تشنه و هم کان تشنه
۳
حسن پر آب تو چون دیده تماشا نکندکه بدان آب بود دیده و مژگان تشنه
۴
شهرت چشمه نوشت که به ظلمات رسیدزآن سبب گشت به آن چشمه حیوان تشنه
صفحهٔ ۱ از ۲