شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا عهد دوستی تو به اغیار بسته‌ایشمشیر کین به قتل من زار بسته‌ای
۲
عالم همه ز جور تو زنار بسته‌اندیا رب تو از جفای که زنار بسته‌ای
۳
زاغ و زغن به باغ تو ای باغبان و دربر روی بلبلان دل‌افگار بسته‌ای
۴
گویا که تلخ‌کامی من دیده‌ای در اینکز حرف تلخ لعل شکربار بسته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth