خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم خدنگ شست بتان را نشان شدهدل شاهباز عشق تو را آشیان شده
۲
سرهای سروران همه خاک در تو بادخاک در تو تاج سر سروران شده
۳
همچون خضر ز چشمه حیوان به روزگاراز خنجر تو حنجر من کامران شده
۴
خواهم هزار چشم که تا بنگرم تو راهر عضو من به مدح تو یک یک زبان شده
صفحهٔ ۱ از ۳