خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل چه دل بهر خس و هر خار بستهایبگسستهی ز یار و به اغیار بستهای
۲
باریست بر دلت که چرا غیر یار اوستای دل ز کوی یار از آن بار بستهای
۳
دارم ز کردههای بدت شکوهها ولیما را زبان به خوبی گفتار بستهای
۴
طرار پیشهایست که از بندها گریختاین دل که تو به طره طرار بستهای
صفحهٔ ۱ از ۲