خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۴۵
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من رمیده و از یار نیز در کار استعجب دلی که از او جان و جسم بیزار است
۲
نه همدمی نه رفیقی نه مونسی نه کسیشب فراق توام یار چشم خونبار است
۳
حرام بیتو مرا سیر گلستان باشدجهان به پیش جهانبین من همه خار است
۴
دلت مباد ز جور سپهر آزردهبپرس حال دلی را که سخت بیمار است
صفحهٔ ۱ از ۳