خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راندیم چون ز درت من به ملامت رفتمتو سلامت که من اکنون به ندامت رفتم
۲
با صد امید برت آمده بودم آخردل پر از حسرت و غم زآن قد و قامت رفتم
۳
به درت باز نگردم دگر از جور رقیبمنم آن مرغ اسیری که ز دامت رفتم
۴
کامت این بود که ناکام روم من ز درتمن هم ای دلبر خودکام به کامت رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲