شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غصه بر هر دلی که کار کندآب چشم آتشین نثار کند
۲
هر که در طالعش قران افتادسایهٔ او از او کنار کند
۳
روزگارم وفا کند هیهاتروزگار این به روزگار کند
۴
این فلک کعبتین بی‌نقش استهمه بر دست خون قمار کند
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth