خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۱۵ - در رثاء امام عز الدین ابوعمر و اسعد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو دلی کانده کسارم بود و بساز جهان زو بودهام خشنود و بس
۲
مرغ دیدی کو رباید دانه رامحنت این دل هم چنان بربود و بس
۳
من ز چرخ آبگون نان خواستماو جگر اجری من فرمود و بس
۴
چرخ بر من عید کرد و هر مهمماه نوصاع تهی بنمود و بس
صفحهٔ ۱ از ۶