خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرشکیمخت کوه ادیم شد از خنجر زرش
۲
هر پاسبان که طرهٔ بام زمانه داشتچون طره سر بریده شد از زخم خنجرش
۳
صبح از صفت چویوسف و مه نیمهٔ ترنجبکران چرخ دست بریده برابرش
۴
شب گیسوان گشاده چو جادو زنی به شکلبسته زبان ز دود گلو گاه مجمرش
صفحهٔ ۱ از ۵