خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۲۳ - مطلع سوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیدی است فتنهزا ز هلال معنبرشدل کان هلال دید نشیند برابرش
۲
آری چو فتنه عید کند شیفته شوددیوانهٔ هوا ز هلال معنبرش
۳
من شیفته چو بحر و مسلسل چو ابر از آنکهم عید و هم هلال بدیدم بر اخترش
۴
ماندم چو کودکان به شب عید بی قرارتا نعل برنهاد چو هاروت کافرش
صفحهٔ ۱ از ۶