شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در پردهٔ دل آمد دامن کشان خیالشجان شد خیال بازی در پردهٔ وصالش
۲
بود افتاب زردی کان روز رخ در آمدصبح دو عید بنمود از سایهٔ هلالش
۳
چون صبح خوش بخندید از بیست و هشت لؤلؤمن هست نیست گشتم چون سایه در جمالش
۴
چشمش ز خواب و غمزه زنبور سرخ کافرشهد سپید در لب، موم سیاه خالش
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth