شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بجه‌ای

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آفتاب خاوری تاخیر گردد مشتریاز روی گلبرگ طری بردار زلف عنبری
۲
رضوان ز شرم روی تو آشفته شد چون موی تووز رشک خاک کوی تو خون شد ز لاله کوثری
۳
هر شب ز غم تا صبحدم با ساقیان بزم غماز باده خون دلم چشمم بمانده ساغری
۴
هر دم خسی را برکشی و او را چو جان در بر کشیلیکن چو زلف از سرکشی سر بر خط ما ناوری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth